1-  تفلید از طبیعت تقلید از طبیعتد در هر مکتبی وجود دارد اما آیا تقلید از طبیعت می باید مانند دوربین عکاسی صورت گیرد؟ پاسخ کلاسیکها به این سوال چنین است باید از نقوش درهم طبیعت جوهر هر چیز را بیرون کشید و این جوهر مشخص کننده را به نحوی که مطابق با حقیقت و واقعیت باشد انتخاب کرد این جا تقلید از طبیعت خارج و زنده اطراف نیست بلکه تقلید از طبیعت انسانی است بیان صفاتی است که انسان را از حیوان متمایز می سازد مانند عشق حسد کینه و نظایر آنهاست  

2-تقلید از قدما پیروی از اصول زیبایی که گذشتگان در طبیعت یافته و توصیف کرده اند  

3-اصل عقل:فقط آن مواردی را می یابد از گذشتگان تقلید کرد که مطابق با عقل باشد  

بوالو از شاعران کلاسیک در کتاب فن شعر می نویسد عقل و منطق را دوست بدارید و پیوسته بزرگترین زینت و ارزش اثرتان را از آن کسب کنید عقل در عالم هنر پیوسته آن چیزی است که مخالف تخیل و رویا باشد اثری که از عقل بهره دارد تخیلی انسانی را در مجرای صحیح می اندازد و آن را محدود می کند  

4-آمورنده و خوشایند بودن یعنی اخلاقی باشد مانند دارویی تلخ که آن را با شیرینی آغشته کنند و به کودک بخورانند  

5-وضوح و ایجاز:تمام عبارات با دقت انتخاب شود راسین در یکی از آثار خود فقط از هشتصد کلمه استفاده کرد است  

6-حقیقت نمایی نه آن چه به صورت تاریخی اتفاق افتاده بلکه آن چه می بایست اتفاق بیفتد نه حقیقت حقیقت نمایی آن چیزی است که عقاید مردم در مورد آن متفق است  

7- نزاکت ادبی: آن چیزی که با طبیعت ما توافق داشته باشد رفتار قهرمانان با هر شخصی می باید با عرف عمومی توافق داشته باشد  

8-وجدت موضوع حوادث فرعی و اضافی داخل حادثه اصلی نشود شاخ و برگ های زاید و اضافی نداشته باشد فقط یک حادثه از زندگی قهرمانان را بیان کند  

9-وحدت زمانی زمان رویداد حادثه تقریباً معادل همان مدتی باشد که برای بیان لازم است  

10-وحدت مکان از یک مکان تجاوز نکند چنان که در نمایش تغییر دکور جایز نیست  

*مهمترین نویسندگان مکتب کلاسیس عبارتند از بوالو راسین لافونتن بوسوئه لاب رویر مادام دولافایت مولیر و نظایر آن