مشخصات سمبولیسم

تخیل که در رمانتیسم بود و رئالیست ها و ناتورالیستها با آن مخالف بودند سمبولیستها تحت تاثیر فلسفه بدبینانه شوپنهاور بودند جهان آنان جهانی فرورفته در مه و ظلمت و اندوه است به نظر آنان جهان رازی است که با تخیل کشف می شود  

واعقیت دیگر سمبولیستها با پوزتیویسم و رئالیسم که دشمن رویا و تخیل اند مخالف بودند به نظر آنان شعر از آنجا شروع می شود که با واقعیت متعارف قطع رابطه می گردد  

سوبژکتیویته سمبولیستها سوبژکتیوند و با ابژکتیویته مخالف اساس شعر رمانتیک بر وسط است و اساس شعر سمبولیک بر تلفین و تداعی و پیشنهاد به همین دلیل در رمانتیسم به مفهوم مکتبی کلمه عینیت بیشتری است تا در سمبولیست ها هم مانند رمانتیست ها به بیان احساسات خود می پرداختند اما این احساسات در سمبولیسم فردی و خصوصی است حال آن که در رمانتیسم بیانگر زبان و احساست یک تیپ یا گروه و جمع است  

زبان مشکل  

زبان موسیقیایی مالارمه اعتقاد داشت که بیت یا شعر بی معنی اما زیبا ارزشمند تر از شعر با معنا اما غیر زیباست  

ابهام  

شعر آزاد سمبولیست ها با تصرف در وزن و عروض شعر آزاد را به وجود آوردند نخستین کسی که در فرانسه شعر آزاد گفت رمبو بود اما پیش از او والت ویتمن در آمریکا شعر آزاد سروده بود  

اسرار  

بدبینی سمبولیستها تحت تاثیر شوپنهاور کلا بدبین بودند  

منطومه آناباز اثر سن ژن پرس یا الکسی لژه مهم ترین و معروف ترین اشعار قرن بیستم مربوط به مکتب سمبولیسم است آناباز به معنی سفر یا مهاجرت است

پیشوایان سمبولیسم در فرانسه

پل ورلن به پیروان او شاعران کتب انحطاط می گویند شاعران مکتب انحطاط فکر می کردند که همه چیز برای آنان تمام شده است همواره در رویای غمگینی فرو رفته بودند و در آثار انان پوچی و دل زدگی و احساسات غیر طبیعی دیده می شود از شاعران معروف این مکتب ژول فورک است به نظر آنان تمدن جهان رو به افول و خاموشی است  

آرتور رمبو شاعری او در سنین جوانی تا حدود 20 سالگی بود برای حروف رنگ قائل بود او نخستین کسی است که شعر آزاد سرود  

استفان مالارمه اشعار او به دشواری معروف است برای کلمه اهمیت فراوانی قایل بود این سخن او معروف است که باید مثل را از فرهنگها پاک کرد یعنی تشبیه را تبدیل به استعاره و سمبل کرد  

موریس مترلینگ نمایشنامه های این هنرمند بلژیکی سمبولیستی است ولی را نیز از رهبران سمبلیسم می دانند موریس مترلینگ علاقه شدیدی به اسرار و عوالم ماورا الطبیعه داشت و لذا مطالعه زندگی مورچگان زنبور عسل و جهان پس از مرگ و از این قبیل امور هم می پرداخت  

بودلر او را آغاز گر مکتب سمبولیسم می دانند الیوت درباره او می نویسد اهمیت بودلر در اسفتاده از تصویرهای زندگی نکبت بار یک شهر عظیم نیست بلکه در تعالی دادن به این تصویرها تا اوج شدت و ژرفاست در این که این تصویرها را به همان صورتی که هستند نشان می دهد اما آن را نماینده ی چیزی بس بیشتر از خودشان هم می کند  

اسکار وایلد در رمان تصویر دوریان گری و نمایشنامه سالومه هم متعلق به مکتب انحطاط است  

سمبولیسم با آندره ژید مترجم اشعار تاگور به فرانسه و اثر معروف مائده های زمینی و پل والری شاید مهمترین شاعر سمبولیست در قرن بیستم هم ادامه یافت والری اعتقاد داشت که غایت شعر فقط خود شعر است و لاغیر شعر رقص و نثر راه رفتن است او به الهام معتقد نبود و الهام را از کار افتادن شعور آفریننده در مقابل خودکاری مغز می دانست شعر او پر از تشبیه  و استعاره و سمبل است معروفترین شعر او گورستان دریایی است  

در اینجا باید از مارسل پروست هم نام برد او هر چند سمبولیست محض نیست اما شدیداً تحت تاثیر سمبولیسم بود  

سمبولیسم در کشورهای دیگر  

انگلستان تی اس الیوت شاعر و منتقد صاحب منظومه سرزمین بی حاصل  

آلمان راینر ماریا ریلکه طرفدار شعر ناب بود و اشعار پل والری یا گورستان دریایی را به آلمانی ترجمه کرد  

آمریکا ازرا پاوند و دیلان توماس  

روسیه سمبولیسم در روسیه رواج بسیار یافت معروفترین شاعر سمبولیست روسیه الکساندر بلوک بود  

اسپانیا به شاعران سمبولیست آنجا نسل نود و هشت می گویند اونامونو نویسنده درد جاودانگی

سمبولیستها

دو تمایل داشتند یکی عده ای که زبانی خاص جدا از زبان عوام برای بیان آثار خود برگزیدند و عده ای که زبان عوام را به وضعی هنرمندانه تقلید کردند دیگری در فکر در هم شکتن قالبهای موجود شعر نیز بودند بدین ترتیب شعر ازاد را به وجود آوردند در این نوع شعر وحدت اصلی و حساب شده ای برای قالب شعر در میان نیست بلکه وحدت شعر از روی وحدت اندیشه و تصویری که در آن هست تعیین می شود   

بودلر با دیوان شعری که تحت عنوان گلهای رنج منتشر ساخت مکتب جدیدی را بودلر با دیوان شعری که تحت عنوان گلهای رنج منتشر ساخت مکتب جدیدی را بنا نهاد برای دنیای هنر و به ویژه شعر و ادب تاثیر فراوان گذاشت بودلر اعتقاد داشت که دنیا جنگلی مالامال از اشارات و علائم است و در حقیقت از جشم مردم عادی پنهان است و تنها شاعران با قدرت ادراک خود و با تغییر و تفسیر آن علایم می توان آن را احساس کنند  

از پیشروان دیگر سبک سمبولیسم ورلن مالارمه و از پیزوان آن موریس مترلینگ ادگار آلن پو را باید نام برد سفر اثر بودلر و بیشه محبت اثر پل والری از نمونه های مشهور شیوه یاد شده هستند  

نکته سمبولیسم در پی حقایق فراموش شده است تا آن را پیدا کند و اعلام نماید

سمبولیسم

در اواخر قرن نوزدهم در اروپا به وجود آمد نخستین بنیانگذار آن شارل بودلر بود که از طرفداران هنر برای هنر به شمار می آید سمبولیسم عکس العملی در مقابل مکتب ناتورالیسم و فلسفه پوزتیوسم واضع آن آگوست کنت بود است که فقط با واقعیت های عینی و ملموس سر و کار داشتند و به زعم خود حقیقت نویسی و واقعیت گویی را ترویج می کردند حال آن که سمبولیستها مدعی بیان واقعیت تازه که واقعیت پنهان است بودند  

آغاز گر این نهضت شال بودلر است که در 1875 کتاب گلهای شر گلهای ابدی را منتشر کرد اما مانیفست سمبولیسم را ژان مورا موره ئاس در 1886 در فیگارو منتشر کرد  

البته قبل از بودلر برخی از رمانتیکها مثل ویلیام بلیک یا شلی در اشعار خود از سمبل استفاده کرده بودند شارل بودلر اساسا معتقد به نظریه هنر برای هنر بود به نظر او واقعیت از چشم مردم چنهان است و به صورت علایم و اشاراتی است که فقط شاعران می توانند در یابند  

اساس سمبولیسم در این نظر قرار دارد که مشاهدات خارجی بر روی حواس ما تاثیر می گذارد و وظیفه ما نشان دادن روابط پنهانی است که این مشاهدات با فکر دارند، سمبولیسم از نظر فکری تحت تاثیر فلسفه ایده آلیسم است سمبولیستها طبیعت را سمبولی از وجود زندگی انسان می دانند به نظر آنان طبیعت به جز خیال متحرک چیز دیگری نیست اشیا چیزهای ثابت نیستند  

بلکه آن چیزهایی هستند که ما به واسطه حواسمان آن را درک می کنیم برای بیان روابط میان سمبول ها و الهام هایی که از اشکال بیرون می گیریم باید زبان شعر را به هم ریخت و به صورت دیگری در آورد  

بدین سان سمبولیستها تنها از تعبیراتی پیروی می کردند که تنها خود می فهمیدند آندره ژید در مقدمه یکی از آثار خود به پالود می نویسد پس از آن که اثرم را برای دیگران تشریح کنم مایلم دیگران آن را برایم تشریح کنند شعر در نظر آنان باید موسیقی بی آواز باشد مطلب ضریحی را بیان کند به کمک آهنگ و با استفاده از تخیلات انسان در او تاثیر نماید  

مکتب پارناس

پارناس نام کوهی است که اقامتگاه آپولون خدا شعر و موسیقی و نه خواهر نگهبان هنرهای زیبا موزها است شعر پارناس در حقیقت همان هنر برای هنر است به عقیده پارناسینها شعر نشانه ای است از روح کسی که احساسات خود را خاموش کرده است مکتب پارناس در نیمه دوم شده نوزدهم توسط شعرای جوان فرانسوی و همانند مکتبهای رالیسم و ناتورالیسم در مخالفت با رمانتیسم شکل گرفت شعر پارناس در واقع همان هنر برای هنر است در راس شعرای جوان فرانسوی لوکنت دولیل قرار داشت  

پارناس به رهبری لوکنت دولیل در سال1860 شکل گرفت لوکنت دو لیل مترجم آثار هومر سوفکل و هوراس است و لذا با رمانتیسم و درون گرایی مخالف بود و توچخ به آثار کلاسیک ها و بزرگان یونان را تبلیغ می کرد برخی از محققان هم تئوفیل گوتیه را پایه گذار این مکتب می دانند این نهضت در نیمه دوم قرن 19 در فرانسه طرفداران بسیار داشت و عکس العملی در مقابل رمانتیسم ویکتور هوگور و لامارتین محسوب می شد  

از نظر شاعران مکتب پارناس شعر باید غیر شخصی باشد و هر گونه شعر شخصی مطرود است و شعر نباید محتوی آرزو و امید و خواهشی باشد بلکه شعر نشانه ای از روح کسی است که احساسات خود را خاموش کرده است پس شاعر باید تنها برای هنر ارزش قایل شود و در زیبایی شکل و قالب کلام بکوشد  

به نظر پارناسین ها محتوی مهم نیست اما فرم شعر باید عالی باشد شعر نه لازم است بخنداند نه لازم است بگریاند ولی آن چه حتماٌ لازم است این است که زیبا باشد، شعار آنان هنر برای هنر بود از شاعران این مکتب در فرانسه سولی پرو دهوم فرانسوا کوپه که شعر ناتورالیستی ژان لاهور و هریداست

اصول و عقاید ناتورالیستها

تاثیر محیط  انسان هم نوعی حیوان واست و غرایز و عادات را به ارث می برد نیاز جنسی دارد و گرسنه می شود اما تحت تاثیر محیط هم قرار می گیرد و مسائل اقتصادی و اجتماعی مثلا خانوادگی بر او تاثیر می گذارد  

توصیف جز به جز و دقیق  

پایان داستانهای ناتورالیستی معمولا تراژیک است  

زبان محاوره  

ناتورالیستها الفونس دوده برادران گنکور زبان محاوره را وارد ادبیات کردند که بعد ها مورد استقبال سبکهای دیگر هم قرار گرفت  

اعتقاد به علم و روشهای علمی  

اعتقادبه جبر علمی یا دترمنیسم  

عدم اعتقاد به اخلاقیات  

بزرگان ناتورالیسم  

ناتورارلیسم در فرانسه به وجود آمد و تا حدودی خاص آنجاست اما به هر جال در کشورهای دیگر هم نمونه هایی دارد  

فرانسه امیل زولا فلوبر، موپاسان، آلفونس دوده، بردران گنکور  

انگلستان  

ناشر ترجمه های آثار زولا در انگلستان محکوم د برخی جرج مور را ناتورالیست خوانده اند اگر ناتورالیسم را در معنای عام آن در نظر بگیریم می توان گفت که آثار چارلز دیکنز که رئالیست است از مایه های ناتورالیستی خالی نیست  

آلمان گرهارد هوپتمان  

آمریکا فرانک موریس استیفن کربن تئودور دایزر هر سه در زمره رئالیستهای آمریکا نیز به شمار می آیند و نورمن میلر برخی خوشه های خش اثر جان اشتاین بک نوشته شده در 1938 را ناتورالیستی می دانند  

روسیه برخی از آثار چخوف تولستوی گورکی که هر سه رئالیست هستند نیز جنبه ناتورالیستی دارد  

ایران صادق چوبک  

شعر ناتورالیستی  

ناتورالیسم مکتب رمان نویسی است چند مورد تئاتر ناتورالیستی هم داریم که معروف شده اند مثل کالاغان اثر هانری بک اما شعر ناتورالیستی نادر است اشعار فرانسوا کوپه را که معتقد به مشاهد و تجربه بود ناتورالیستی خوانده اند  

نکته  گروه مدان مربوط به گروهی از هنرمندان ناتورالیست است که در باغ مدان متعلق به امیل زولا گرد هم می آمدند

ناتورالیسم

ناتورالیسم  

تقلی مو به مو و دقیق از طبیعت است به طور کلی ناتورالیسم با نوشته های امیل زولا معرفی شد، دورانی که ناتورالیسم در فرانسه ظهور می کند، دوران انقلاب و تحولات اجتماعی است دوران مبارزه علیه انقلاب را صادر کرده بود بدین سان روش امیل زولا در ابتدا یک روش ضد کلیسایی است به قول او کلیسا نژاد مردم را خراب کرده و از قدرت فرانسه کاسته است  

موضوع دیگری که ناتورالیسم وارد اثار خود کرد مسئله وراثت بود و با اصرار زیاد بر آن تاکید می کردند ناتورالیسم در نهایت به صورت نوعی وقاحت تحرک آمیز انتقادی و با برداشتی بدبینانه از انسان در می آید در حقیقت آنها ابتذال روزمره را تحلیل می کنند یکی از واقع گرایی های ناتورالیسم بیان جملات و تعبیراتی است که تیپهای داستان در مکالمه واقعاً به کار می برند  

ناتورالیستها مثل دانشمندان علوم طبیعی معتقد به مشاهده و تجربه بودند از کتب مهم علمی این دوره که بسیار تاثیر گذار بودند یکی اصل انواع داروین و دیگری مقدمه بر طب تجربی اثر کلود برنار بود از گفتمانهای این دوره اعتقاد به آزادی مذهبی و توجه به مسائل علمی و عملی بود  

دو تلقی از ناتورالیسم  

دو بجث دارد به عرف عام وبه عرف خاص یکی همان بحث مکبت رئالیسم است منتها با این فرق که در ناتورالیسم تکیه بیش تر بر نشان دادن زشتی ها ست و به این اعتبار مثلا گوستاو فلوبر و صادق چوبک را هم ناتورالیست خوانده اند دیگری بحث در روش و عقاید امیل زولاست یعنی ناتورالیسم حقیقی که ده سال بیشتر 1880-1890 رواج نداشت و طرفداران چندانی نیافت  

امیل زولا عقیده داشت که علت اعمال قهرمانان داستان باید توجیه علمی داشته باشد رمانهای معروف امیل زولا عبارتند از  

رمان تجربی که به آن رمان علمی هم می گویند  

ترز راکن  که آن را در 1868 نوشت  

روگون ماکار که در فاصله 93-1871 نوشته شد این رمان بیست جلد تاریخی طبیعی و اجتماعی یک خانواده از پذربزرگ و مادربزرگ تا قهرمان اصلی است برخی از مجلدات آن از قبیل ژرمینال و آسوموار معروفند  

دوره کلاسیسم و رمانتیسم

در دوره کلاسیسم جز یک نویسنده کسی رمان ننوشت در دوره رمانتیسم شعر شکوه و جلال یافت و رمانها رمانتیک ارزش چندانی ندارد اما دوره رئالیسم دوره عطمت رمان است و نویسندگان بزرگ و رمانهای جاویدان در این دوره به وجود آمدند از جمله انها  

بالزاک 1799-1850 کمدی انسانی  

گوستاوفلوبر1821-1880 مادام بوآری  

تولستوی1828-1910 جنگ و صلح  

چارلز دیکنز1812-1870 اولیور تویست  و دیوید کاپرفیلد  

گوگول متوفی 1850 شنل  

مارک تواین متوفی 1910 ماجراهای هاکلبری فین و غیر  

اصول مربوط به رمان نوویسی در عصر رئالیسم 1- تشریح جزییات 2- توجه به حوادث کوچک و برجسته کردن آنها  3-استفاده از راوی سوم شخص  4-تیپ سازی  

رئالیسم و رمانتیسم

رئالیسم  

1- توجه به اجتماع معاصر  

2-تیپ سازی 

3-توجه به واقعیت  

4-نثر مهم است نه شغر  

5- برون گرایی  

6- افراد عادی قهرمان اثرند  

7-موضوع اثر هر چیزی می تواند باشد  

8- توجه به تاریخ و جامعه  

9-- رئالیسم بر پایه ماتریالیسم  

10-توجه به جزئیات  

رمانتیسم  

1- توجه به گذشته و قرون وسطی 

2- توجه به فرد (من) 

3- توجه به تخیل  

4-شعر مهم است  

5-درون گرایی  

6-افراد خاصی قهرمان اثرند  

7-توجه به الهام  

8-موضوع معمولا عشقی و عاطفی است  

9-رمانتیسم بر پایه ایده الیسم است  

10-توجه به توصیف

ایران

داستانهای رئالیستی ایران بیش تر از سنخ آثار رئالیست سوسیالیستی بود البته بسیاری از آثار هدایت داش اکل محلل و جلال آل احمد مدیر مدرسه و دیگران رئالیسم غیر سوسیالیستی است  

رئالیسم در کشورهای فقیر جهان سومی خود به خود به طرف ناتورالیسم می رود زیرا واقعیت های این جوامع معمولا زشت و ناپسند است بسیاری از آثار در ایران هم چنین است از جمله اثار چوبک که در آن زشتی ها برجسته شده است  

روسیه

در سال 1852 در روسیه سرگذشتهای یک شکارچی اثر تورگنثیف و کودک اثر لئون تولستوی منتر و رمان جایگزین شعر شد یعنی هنری که به خاطر توده مردم بود جای هنر خالص پوشکین را گرفت با این وجود باید گفت که رومانتیسم روسی هم به نوبه خود نوعی رئالیسم بود شعر پوشکین نیز نوعی رئالیسم غنایی بود  

داستایوفسکی و چخوف در نشان دادن جزئیات توانایی فوق العاده دارند تولستوی شور و هیجان درونی را با تحلیل رفتار تجسم می سازد و قدرت تجسم حسی او بی نظیر است  

رئالیسم روسیه را باید به سه دوره تقسیم کرد  

1-دوره رئالسیم نخستین مربوط به قبل از انقلاب  

2- دوره رئالیسم انتقادی مربوط به بعد از انقلاب یعنی دوره اتحاد جماهیر شوروی  

3-دوره رئالیسم سوسیالیسیتی مربوط به بعد از انقلاب یعنی دوره اتحاد جماهیر شوروی  

ادبیات بعد از انقلاب روسیه ادبیات ایدئولوژیک است استالین نویسندگان را مهندسان روح می خواند و کسانی را که با انقلاب همراه نبودند از میان بردااشت  

1- رئالسیم نخستین این دوره را دوره عظمت ادبیات روسیه می دانند گوگول داستایوسکی تورگینف تولستوی چخوف از نویسندگان این دوره هستند در هیچ دوره ای ادبیات روسیه مانند این دوره دارای نویسندگان بزرگ و آثار گران بها نبوده است از سال 1840 تا 1880 چنان شاهکارهایی در ادبیات روسیه به وجود آمد که ادبیات این کشور را به اوج شهرت رسانید  

رئالیسم روسیه نخست با داستان کوتاه شنل اثر گوگول 1809 تا 1851 آغاز شد آثار طنز آلود او هجونامه ای است بر ضد وضع اجتماعی روسیه تزاری دیگر اثر گوگول نفوس مرده است که ناتمام ماند پس از گوگول گونجارف 1823 تا 1891 با نوشتن ابلموف توانست برای نخستین بار به سبک بالزاک بهترین تیپ روس را بیافریند نویسنده دیگر این دوره تورگنیف 1818-1883 بود که مدت زیادی در پاریس به سر برد و با فلوبر آلفونس دوده و زولا دوستی داشت آثار قصه شکارچی رمان رودین و پدران و فرزندان از اوست که بدبینی عمیقی در آنها موج می زند  

لئون تولستوی 1828-1910 بزرگترین نماینده رئالیسم روسیه به شمار می رود ولی نویسنده روستاییان روسی است تولستوی در شمار نویسندگان رئالیستی قرار داد ولی نوشته هایش ساده و روشن نیست وی در سراسر زندگی تحت تاثیر ژان ژآک روسو بود و راه حل مشکلات احتماعی را در نصایح اخلاقی و توسل به انجیل می دانست هم زمان با تولستوی باید از داستایوفسکی  1821-1881 نیز نام برد که با استعداد سرشار و قدرت عظیمی که در تحلیل حالات روانی دارد نماینده بد بینی و یاس این دوره شمرده می شود  

2- رئالیسم انتقادی در رمانهای این نوع رئالیسم جاممعه رمان از جامعه ی حقیقی چلوتر و پیشرفته تر و آرمانی تر است قهرمان می خواهد وضع جامعه خود را تغییر داده و به سوی پیشرفت بیشتر ببرد رمانهای ماکسیم گورکی از این نوه است ادبیات دردآلود و توام با بدبینی تا زمانی ادامه یافت که ماکسیم گورکی با روش جدیدتری ظهور کرد و رئالیسم انتقادی را بنیاد گذارد گورکی با خلق آثاری چون فاماگاردیف و مادر بنای مرحله ای از رئالیسم را گذاشت که رئالیسم انتقادی نامیده می شود. این وضع ادامه پیدا می کند تا رئالیسم سوسیالیستی نیز به دست گورکی پی ریزی می شود  

رئالیسم سوسیالیستی در دهه 1930 مرسوم شد دولت متحد جماهیر شوروی در سال 1932 رئالیسم سوسیالیستی را آیین رسمی نویسندگی اعلام کرد البته طراح واقهی آن ماکسیم گورکی صاحب رمان مادر بود ماکسیم گورکی شولوخف نویسنده دن آرام ژدانوف سولژنتیسن و ایلیا ارنبورگ به این شیوه داستان نوشته اند  

از سال 1921 تقریباٌ همه ادبیات شوروی به شرح داستانهای انقلاب و مبارزه مردم اختصاص می یابد، از سال 1924 رئالیسم سوسیالیستی به صورت تازه خود شروع شد و نویسندگان به اهمیت کار در جامعه خویش پی بردند در این سال کلادکوف متولد 1883 رمانی به نام سلیمان نوشت که شهرت زیادی کسب کرد این کتاب شامل صحنه های جالبی از زندگی صنعتی پس از سال  1927 بود در سال  1930 بوریس پیلنیاک متولد 1894 با نوشتن اثری به نام ولگا به دریای خزر می ریزد بهترین رمان را که درباره برنامه پنج ساله نوشته شده بود به جامعه خود داد و نیز در همین سال بود که دن آرام اثر برجسته شولوخوف منتشر شد  

رئالیسم سوسیالیستی بر این اصل مبتنی است که کار قدرتی خلاق دارد و هنر به منزله بسط و انعکاس نیروی خلاق کار است  

آمریکا

رومانتیسم آمریکا مانند رومانتیسم انگلیس به شدت دارای عناصر رئالیستی است رئالیست آمریکایی در واقع ادامه طبیعی رومانیتسم شمرده می شود و هیچ گونه قطع رابطه ای میان آنها وجود ندارد نویسندگانی چون والت ویتمن شاعر رئالیسم با فصاحت و هیجانش در واقع رومانتیک ترین شاعر ادبیات آمریکاست  

گفته اند رومانتیسم در دوران رفاه گل می کند و رئالیسم در دوران بحران و وحشت چند تن از نویسندگان با ارزشی که نماینده برجسته ادبیات آمریکا در این دوره شمرده می شوند زندگی دشوار و یا غم انگیزی داشتند استفن کرین در بیست و نه سالگی مرد فرانک موریس در سی و دو سالگی و چک لندن در چهل سالگی خودکشی کرد هیچ کدام آنها مجال نیافتند که به اوج هنر خود برسند  

از استفن کرین نشان سرخ دلیری به جای مانده که شاهکار او شمرده می شود و با الهام از جنگهای داخلی نوشته شده است فرانک موریس در آثار اولیه اش ناتورالیسم خود را با نوع روحیه رومانتیک در آمیخته است از میان این سه نویسنده جک لندن بیش از همه در اروپا و نیز در کشورهای دیگر شهرت دارد و آثار او از فبیل ماترین ادن آوای وحش سپید دندان و نظایر این ها دائماً در اروپا به زبانهای مختلف تجدید چاپ می شود، برخی جک لندن را آغاز گر رئالیسم انتقادی پرخاشگر خوانده اند  

مارک تواین متوفی 1910 را آغاز گر رئالیسم در آمریکا می دانند از آثار معروف او ماجراهای هاکل بری فین 1884 و شاهزاده و گدا 1882 است  

ارنست همینگوی می گفت ادبیات جدید آمریکا حاصل کتاب هاکل برفین است قبل از آن چیزی نداشتیم و بعد از آن اهمیت به وجود نیامد  

اما نویسنده ای که به رئالیسم آرمیکایی شکل قاطع آن را داد تئودور داریز 1871 -1945 بود او در آثار خود که مشهورترین آن ها سیستر کری و فاجعه آمریکایی است وی فجایع درون جامعه آمریکایی پیشرفته و صنعتی را بیرون کشید و در برابر چشم مردم قرارا داد  

در تاریخ ادبیات آمریکا مساله بازگشت به رئالیست از 1930 به بعد مطرح است که به آن نئورئالیسم می گویند از نویسندگان معروف این رئالیسم نو ارنست همینگوی جان اشتاین بک ویلیام فاکنر هرمال ملویل صاحب موبی دیک که یونگ ان را بزرگترین رمان قرن بیستم می دانست و جان دوس پاسوس است  

نویسندگان معروف رئالیست

فرانسه بالزاک استاندال فلوبر  

بالزاک پدر رمان نویسی جدید و پیشوای رئالیسم فرانسه صاحب کمدی انسانی که به اسلوب کمدی الهی دانته است بالزاک می گفت نویسنده باید تاریخ عادات و اخلاق جامعه را بنویسد برخی بالزاک  و استاندل را رامانتیک قلمداد کرده اند اما به لحاظ سبک شناسی باید آنان را در حد وسط قرار داد  

گوستاو فلوبر  

بزرگترین نویسنده رئالیست اما امیل زولا او را ناتورالیست می دانست صاحب رمان معروف مادام بواری که بعدها به عنوان یک اثر مهم ناتورالیستی هم قلمداد شد ولی با انتشار شاهکارش مادام بواری شخصیتهای طبیعی و عادی را در داستانش نشان می دهد و متذکر می شودکه تخیل نویسنده در آفریدن آنها نقشی نداشته است این رمان نشان می دهد که جامعه فراد را از بین می برد  

انگلستان رئالیسم در انگلستان همزمان با دوران فرمانروای ملکه ویکتوریا بود و این دوره که به نام دوره ویکتوریا نامیده می شود یکی از دوره های غنای ادبیات انگلستان است در سال 1835 رئالیسم سنجیده و مستقلی در ادبیات انگلستان به خصوص در رمان نویسی به میان آمد بارزترین نماینده ادبیات انگلیس در دوره چالز دیگنز1812 تا 1870 است  

رئالیسم دیکنز مبتنی بر انسانیت و بشر دوستی است وی پیچارگان و ساده دلان و کودکان را دوست می داشت و کسی مثل او نمی توانست اطفال را وارد اثر خود کند رئالیسم جسینگ 1857 تا 1903 رئالیست امیخته با بدبینی بود  

در مکتب رئالیست انگلستان هنری جیمز 1843 تا 1916 جین استین جورج الیوت برخی اشعار فلسفی و پر اندیشه ی براونینگ را نیز می توان نام برد  

رئالیسم

رئالیسم با انتشار کمدی انسانی اثر بالزاک آغاز می شود، نویسنده رئالیسم با معرفی شخصیتهای گوناگون و بیان حالات واقعی آن ها در صدد نوشتن تاریخی است که مورخان از آن غافل بودند یغنی تاریخ عادات و اخلاق جامع  

در رومانتیسم دو مانع وجود داشت تا اثر هنری به کمال نزدیک شود رئالیسم این دو مانع را در هم شکست یکی جنبه درونی دخالت احساسات نویسنده در اثر و دیگری غلبه تخیل بر واقعیت و تحت الشعاع قراردادن آن  

رئالیسم از این رو حائز اهمیت است که مکاتب بعدی نتوانسته اند خط بطلان بر آن بکشند و بلکه بنای ادبیات امروز بر روی آن استوار است  

قهرمان داستانهای رئالیستی شخصیتی است که از نمونه ای واقعی انتخاب شده  و بعضی از جنبه های اخلاقی و روحی او بزرگ چلوه داده شده است  

گوستاو کوربه به یکی از نویسندگان رئالیستی می نویسد دانشتن برای توانستن توانایی بیان آداب و اخلاق اجتماعی که در آن زندگی می کنیم  

تعریف شعر از دیدگاه لامارتین صمیمی ترین چیزهایی که قلب انسان مالک آن است و خدایی ترین اندیشه هایی که در مغز او خانه دارد و در آمیختن مجلل ترین چیزهایی که در طبیعت هست با خوش آهنگ ترین صداها  

عصر رئالیسم به قول نیچه عصر اراده نامحدود برای رسیدن به آگاهی است رئالیسم در درجه اول کشف و بیان واعقیتی است که رومانتیسم یا به آن توجهی نداشت و یا آن را مسخ می کرد به طور کلی نبوغ نویسنده رئالیست در خیال بافی نیست بلکه در مشاهده و دیدن واقعیت موجود است با این حال نباید تصور کرد که رومانتیسم مکتبی است غیر واقعی بلکه روامنتیسم توانست جهان محسوس را کشف کند  

در اصل نویسنده رئالیست کسی است که با دور نگاه داشتن خود و درگیر نشدن در جریانات اجتماعی به عنوان قاضی درباره حوادث اتفاق افتاده قضاوت می کند به قول فلوبر انسان وقتی با زندگی در آمیخته ماست آن را آن طور  که باید نمی بیند  

نویسنده رئالیست دو عنصر داستان را به دقت بر می گزیند قهرمان داستان که از اقراد عادی انتخاب می شود  صحنه سازی که در آثار رئالیستی صرفاً برای آشنایی بیشتر خواننده با وضع روحی قهرمان بر گزیده می شود  

پیشوای رئالیسم در نقاشی گوستاو کوربه 1819-1877 بود که می گفت هدف هنر برای هنر  بیهوده و پوچ است رئالیسم به عنوان یک مکتب ادبی پیش از هر جایی دیگر در فرانسه به میان آمد اما پایه گذاران مکتب ادبی رئالیسم نویسندگان بزرگی که امروزه ما می شناسیم نبودند بلکه نویسندگان متوسطی بودند که اکنون چندان شهرتی ندارند این نویسندگان عبارت بودند از شانفلوری مورژه و دورانتی نام رئالیسم و قواعد مکتب آن را نخست شانفلوری در اولین نوشته خود در سال 1843 به میان آورد وی چز بالزاک هیچ نویسنده ای را قبول نداشت شانفلوری و دورانتی مخالف همه مکاتب بودند به ویژه رومانتیسم را که به مخالفت با آن برخاستند آنان معتقد بودند واقعیتی که در رمانتیسم مطرح می شود سطحی و زود گذر است  

رمانهای نویسندگان رئالیست بیشتر شرح و تحلیل شهرهها و محله های سرزمین خودشان را در برداشت مانند نورماندی در آثار فلوبر و موپاسان تیبوده منتقد و فیلسوف فرانسوی رمان رئالیستی را فورنشستن یک هیجان می داند رئالیسم را نوعی سرخوردگی می شمار که به دنبال سال 1848 و زایل شدن روایهای بزرگ حاصل شده است البته شکی در این نیست که نوعی بدبینی رئالیستی وجود دارد رنان می گوید که حقیقت اندوهبار است و نیچه حقیقت را مرگ بار می خواند  

نویسندگان معروف رئالیست  

فرانسه بالزاک ساتاندال فلوبر  

مقایسه کلاسیسم و رمانتیسم

معمولا کلاسیسم و رمانتیسم را هم مطرح می کنند زیرا رمانتیسم طغیان علیه کلاسیسم بود و در مقایسه آن دو اصول و قوانین آنها بهتر شناخته می شود در مقایسه ی این دو مکتب سخنانی برخی از بزرگان معروف است مثلا گوته کلاسیسم را مساوی با سلامت و رمانتیسم را مساوی با بیماری می دانست 

استاندال می گفت رمانتیسم هنر روز و کلاسیسم هنر دیروز است 

کلاسیسم معتقد به نمایش فقط زیبایی و خوبی است به همین دلیل آزمان گرا ایده آلیست بودند و لذا رمان نمی نوشتند در حالیکه رمانتیسم هم زیبایی و خوبی و هم زشتی و بدی را مرود نظر داشتند و بنابر این به رمان نویسی علاقه نشان دادن د

کلاسیسمها عقل را اساس می دانند جمله معروف دکارت من فکر می کنم پس هستم موید آن است در حالیکه رمانتیسم ها در پی مخالفت با خرد بودند آنها به احساس و خیال و عواطف رویا گذشته کشف و شهود کشف اسرار و امور فرا واقعی علاقه داشتند 

وضوح و قاطعیت کلاسیسم در مقابل جلال و رنگ و منظره ی رومانتیسم قرار دارد 

رومانتیک به قول ویکتور هوگو:آزادی خواهی در هنر است به قول آلفرد دوموسه در رومانیتک باید هذیان گفت آن چه باید بیان کرد هیچان شاعر است و آن چه باید به دست آورد هیجان مردم است 

کلاسیسم متاثر از هنرمندان یونان و روم بودند و در نظریه پردازی ارسطو پیشوا بود در حالیکه رمانتیسم از ادبیات مسیحی قرون وسطی و رنسانس و افسانه های کهن ملی تاثیر می گرفت و برای رمانتیک دانته و شکسپیر مهم بودند مذهب در مکتب رومانیتک احتیاجی قلبی و درونی است از این رو علاقه به مسیحیت در ادبیات این دوره مشاهده می شود 

شاتوبریان مسحیت را دوست می داشت نه بخاطر آن که صحیح ترین دین هاست بلکه شاعرانه ترین آنهاست او کلیسای گوتیگ را دوست می داشت نه به عنوان مرکزی برای اداره جهان مسیحیت بلکه از آن رو که یک شاهکار معماری است که دلها را دچار هیجان می کند 

در کلاسیسم وحشت و تنفر از قرون وسطی به نظر می آید در حالیکه در رمانتیسم شیفتگی به قرون وسطی وجود دارد مثلاً در گوژپشت نتردام نتردام از رجال قرون وسطی است 

در کلاسیسم پایبندی به اصول و قواعد مثلا توج به قانون سه وحدت حاکم است در حالیکه در رمانتیسم گریز از هر قاعده و قانون به جشم می آید رومانیتک ها معتقد به آزادی در بیان و فکر بودند و خود را اسیر قواعد نمی کردند مثلاً قواعد سه وحدت وحدت موضوع زمان مکان را نفی می کردند 

کلاسیسم توجه به صفات کلی داشت پس رمان نمی نوشتند و در نمایشنامه ی آنان با تیپ سر و کار داریم در حالیکه رمانتیسم توجه به جنبه های فردی داشت 

رومانتیک ها من را کشف کردند در رمانتیسم گروه به فرد تبدیل شد و به جای افکار و قوانین کلی مسائل فردی مطرح گردید 

کلاسیسم پایبندی به اخلاق داشت در حالیکه رمانتیسم مقید نبودن به اخلاق را مد نظر داشت 

ژرژ ساند ماجراهای عاشقانه ی خود را شرح می داد ژان ژاک روسو در اعترافات خود به برخی از مسائل غیر اخلاقی اشاره کرد 

در کلاسیسم قهرمان از افسانه و اساطیر است در حالیکه در رمانتیسم قهرمان خود نویسنده یا فرد معمولی است 

ادبیات کلاسیسم مبتنی بر ضمیر هوشیار است در حالیکه ادبیات رمانتیسم متمایل به ضمیر ناهوشیار است می توان گفت کلاسیسم برون گرا ابژکتیو است و رومانتیسم به سوبژگتیویتی یعنی درون گرایی توجه دارد 

در کلاسیسم مفید بودن اثر مطرح می باشد در حالیکه در رمانتیسم زیبا بودن اثر اهمیت دارد رمانتیک ها به زیبا معتقد بودند نه مفید بودن به قول برتر اند راسل داروین کرم خاکی را که مفید است اما زیبا نیست می پسندید و بر عکس بلیک ببر را که زیباست اما مفید نیست ترجیح می داد 

شلینگ از منتقدان معروف رمانتیک می گوید زیبایی همان حقیقت است 

در کلاسیسم خرد جمعی اهمیت دارد در حالیکه در رمانتیسم اعتقاد به خرد فردی است 

بزرگان رمانتیسم

رمانتیسم بر خلاف کلاسیسم در همه کشورها مرسوم شد  

فرانسه ژان ژاک روسو نقش او و هانریس هانیه مکتب رومانتیسم از همه بیشتر است الفرد دوموسه لامارتین تفکرات او را نقطه عطفی در شعر عنایی می دانند دیدرو شاتو بریان الکساندر دوما ویکتور هوگو مادام دواستال نویسنده و نظریه پرداز مکتب رومانتیسم ژزازدو نروال  

انگلستان والتر اسکات ویلیام وردزورت معروف به شاعر طبیعت لرد بایرون صاحت منظومه معروف زندانی شیلان مرید گوته بود و با حافظ آنشایی داشت شلی ویلیام بلیک کلریج کیتس  

آلمان شله گل پیشوای رومانتیسم در آلمان گوته کلاسیک هم هست رنجهای ورتر او را اثرای روماتیک می دانند شیلر نوالیس هوفمان هانریش هاینه فیشته شلایر ماخر هولدرلین  

روسیه:گوگول پوشکین لرمانتف  

مجارستان شاندر پتوفی  

 آمریکا امرسن به اشعار سعدی علاقه داشت ایروینگ لانگ فلو والت ویتمن ادگار آلن پو  

علل پیدایش رمانتیسم

پیدایش طبقه بورژوا  

1-دوره کلاسیسم همچون دوره رنسانس دوره اشراف و دوره رمانتیسم دوره طبقه متوسط بود اشراف و فئودال ها حافظ سنت ها هستند و گذشته برای آنان اهمیت دارد طبقه بورژوا که تحصیلات طبقه اشراف را ندارند احتیاج به ادبیاتی دارند که از عهده قهم آن بر آیند و لذا ادبیات مردمی و عامیانه رشد می کد  

2-از بین رفتن اصول و قوانین ثابت اخلاقی  

طبقه خرده بورژوا به آیین ها و رسوم اشرافیت باور نداشتند ژان ژاک روسو در اعترافات به مسائلی اشاره می کند که اصولا از نظر پیروان کلاسیسم قابل قبول نیست یا لامارتین آشکارا از معاشقات خود سخن می گوید  

3-آشنایی با ادبیات مشرق زمین  

که نشان داد فقط یونان و روم نبود که فرهنگ و تمدن درخشان قابل تقلیدی داشت ملل کهن متعددی چون چینینان و هندیان و مصریان و ایرانیان هم دارای تمدن و ادبیات و فلسفه درخشانی بوده اند  

انقلاب کبیر فرانسه 1789 که بزرگان و اشراف را نابود کرد و بتها را شکست و به جای شاهان یک فرد معمولی نظامی ناپلئون به روی کار آمد در شعارهای انقلاب فرانسه مساله حقوق بشر مطرح بود  

انقلاب صنعتی انگلیس  

که نشان داد برخلاف آن چه شایع است گذشته بر حال ترجیح ندارد علاوه بر آن طبقات اجتماعی را زیر و رو کرد  

ایجاد فرهنگستان  

که باعث رواج دانشهای جدید در میان مردم شد و طبقات فرهنگی را تغییر داد  

روزنامه نویسی  

که اساس نثر آهنگین و فاخر ادبی کهن را به هم زد زیرا مخاطبان روزنامه توده های عادی مردم بودند  

توجه فراوان به طبیعت تکیه بر خلق الساعگی در فکر و عمل و بیان فکر اهمیت فراوان به نبوغ ذاتی و قدرت تخیلی اعتقاد به فرد و نیازهای او اعتقاد به وحشی های نجیب از قبیل سرخپوستان درون گرایی و تکیه بر ضمیر ناخود آگاه و بیان عواطف اعتقاد به جنون و هذیان و بیماری روح و اوهام و مخالفت با خرد ویکتور هوگو خود را خاطرات یک روح معرفی می کند الفرد دو موسه می گفت باید هذیان گفت و آیرونی به معنی وارونگی و تنش از مشخصات فکری رومانتیسم به شمار می رود

رومانتیسم

بسیاری از محققان معتقدند که جنبش رومانتیک به صورت واقعی نخست در انگلستان آغاز شد و سپس به فرانسه رسید قبل از رومانتیسم دوره ای است که تمایلات عاطفی وارد ادبیات شد که با رواح آن مکتب رومانتیسیم ظهور کرد  

فردریک شله گل آلمانی نخستین کسی بود که واژه رومانیست را در بحث های ادبی به کار برد او همچنین نخستین کسی است که رومانیتک را در معنای ادبی آن به کار گرفت کتاب مهم او سرگذشت ادبیات نام دارد  

در قرن هیجدهم آغاز دوره رمانتیسم انسان جدیدی به وحود آمد که طرز تفکرش به هیچ وجه شباهتی به انسان قرن هفدهم نداشت در این عصر نفوذ اشراف از بین رفت به خصوص بعد از انقلاب کبیر فرانسه سالنهای ادبی و فرهنگستانها تاثیر زیادی در سرنوشت هنرمندان نداشتند  

روزنامه های ادبی اهمیت بیشتری پیدا می کند تحقیقات تاریخی و جامعه شناسی رواج می یابد آثاری که در شروع نهضت رومانتیسم مورد توجه قرار می گرفت عبارت بودند از آثار ریچارد سن یانگ والتر اسکات گوته شیلر و کمدی الهی دانته  

مکتب رومانیتک به خلاف کلاسیک دارای اصول و قواعد مشخصی نیست بلکه بسیار پیجیده و آشفته است  

رمانتیسم مکتب ادبی اروپا در قرن 18 و نیمه اول قرن 19 است، در دهه 1760 شعرهای اوسیان سروده ی مک فرسن و کتاب تفکرات شبانه یونگ و چند اثر دیگر باعث گسترش رومانتیسم در اروپا شد مشخصه آنها پرداخت به مسائلی چون مرگ و گورستان و مالیخولیا بود و بنابراین مکتب ادبی گورستان به وجود آمد مهم ترین حادث رومانیک رواج نوول است  

دوره رومانتیسم از هر لحاظ دوره بسیار مهمی است افرادی چون کانت و شلایر ماخر در این دوره می زیستند مفاهیمی چون وطن و ناسیونالیسم و ملت در این دوره به وجود آمد مسائلی چون گیاه خواری و حمایت از حیوانات ضدیت با برده داری با اثر معروف کلبه عمو تم مربوط به این دوره است ادبیات تطبیقی هم در عصر رمانتیسم پا گرفت شاید بتوان گفت که انسان جدید در عصر رومانتیسم زاده شد 

انواع آثار ادبی کلاسیسم

1-حماسه باید درباره حادثه ای بزرگ باشد حماسه نباید خالی از جنبه قهرمانی باشد عشق نیز در صورتی که جنبه برجسته و بزرگ داشته باشد می تواند در آن راه پیدا کند  

2-رمان زمانی که داستان به جای شعر به صورت نثر بیان شود آن را رمان گویند در حماسه جنگ نقش اصلی را دارد و در مان عشق رمان در ضمن باید دارای نتیجه مفید اخلاقی داشته باشد  

3-تراژدی در تراژدی حادثه و شخصیت قهرمان جدی است معمولا حوادث آن از یونان و روم باستان اخذ می شود حوادث تازه مورد قبول نیست قهرمان تراژدی باید منزه و پاک باشد و یا به طور اتفاقی در بدبختی افتاده باشد  

4-کمدی شخصیتها آن معمولا از افراد طبقه پایین اجتماع انتخاب می شود و پایان خوشی در آن انتظار می رود و دارای حوادث ابتکاری است  

* بزرگان کلاسیسم  

فرانسه بزرگان این نهضت در فرانسه عبارتند از دوبله منتنی، بوالو، رنسار، کورنی، راسین، مولیر، لابرویر، منتقد ادبی کسانی چون رنسار و دوبلره کوشیدند قوانین آثار قدما را استخراج کنند و بوالو موفق شد در سال 1674   فن شعر خود را بنویسند  

انگلستان به دوران کلاسیسم انگلستان نئوکلاسیسم یا عصر اگوستی یا عصر خرد می گویند  

چند شاعر و نویسنده بزرگ را جزو کلاسیکهای انگلستان می توان نام برد میلتون بهشت گمشده و بهشت بازیافته  

بن جانسون شاعر منتقد نمایش نامه نویس  

الیور گلد اسمیت نمایشنامه نویس  

الکساندر پوپ شاعر و منتقد  

جاناتان سویفت نویسنده شاعر منتقد  

ساموئل جانسون شاعر نویسنده و منتقد  

که برای قدما مخصوصاً رومیان ارزش خاصی قائل بودند و می گفتند باید قوانین ادبی را از آنان فرا گرفت و از آنان تقلی کرد  

آلمان: آلمانی ها به کلاسیسم فرانسه و حتی نویسندگان رومی توجهی نداشتند و فقط برای یونانیان اهمیت قائل بودند از کلاسیکهای معروف آلمان لسینگ گوته در زمره رومانتیک ها نیز به شمار می اید و شیلر را می توان نام برد

کلاسیسم

به آثاری که در نهضت ادبی قرن هفدهم فرانسه لویی چهاردهم به وحود آمد کلاسیسم اطلاق می شود  

اصلاح نئوکلاسیسم نیز با کلاسی سیسم یکی انگاشته می شود پیش زمینه این سبک اومانیسم سعی در نشان دادن قدرت معنوی معنوی انسان یا انسانی شدن او یا مدنی تر شدن انسان دارد  

هنر در این دوره به عنوان تفریح و تفنن نبود بللکه ارزش واقعی آن در این بود که یا چیزی یاد بدهد و یا به اخلاق خدمت کند  

کلاسیک ها دید اشرافی داشتند و آثار خود را به زبان فاخر می نوشتند و خوانندگان هم جزو طبقات اشراف بودند شعار کلاسیکها این بود که یک قانون یک دین یک شاه همین مسئله را در ادبیات رعایت می کردند  

ادبیات این دوره مانند زندگی درباری دارای قواعد و قوانین خاصی بود این اصول و قواعد عبارت بودند از  

ادامه نوشته

گروتسک و باروک

سبک گروتسک در 1532 در فراسنه پدید آمد گروتسک هم در ادبیات مرسوم بود و هم در معماری و نقاشی و مجسمه سازی و تا قرن هیچدهم دوام یافت کارهای رافائل نقاش ایتالیایی و رابله ظنز نویس فرانسوی در قرن 16 بدین سبک است 

گروتسک به معنی عجیب و غریب است در گروتسک ترس و خنده یا وحشت و مسخره با هم است در آثار گروتسک هماهنگی نیست از آنجا که استفاده از این سبک در ادبیات مربوط به قرن 18 است معمولا از آن در بحث نئو کلاسیسم سخن می گویند 

سبک دیگر باروک است که در نیمه دوم شانزدهم آغاز شد و در قرن هفدهم هم سبک رایج در هنر بود، باروک در اسپانیایی صفت مروارید است مروارید نا صاف و تراش نخورده باروک نخست در ایتالیا به وجود آمد اما یک قرن بعد در همه اروپا مرسوم شد سبک باروک در یک کلام سبک امور عچیب و غریب است چیزی مثل دادائیسم و اتفاقاً دادائیستها هم چیزهایی از آن اخذ کردند 

باروک یعنی آن چیزی که کلاسیک نیست هنر تلالو و تظاهر است در معماری قوس مارپیچ و اشکال حلزونی و شعر استعاره و کنایه 

به طور کلی مشخصات باروک را چنین ذکر کرده اند قرینه سازی زرق و برق استفاده ی فراوان از استعاره و کنایه ذکر موجودات افسانه یی باروک را به جریانات قرعی چون کولتیسم مارینسیم منسوب به مارینو ی نویسنده کونجتیسم منسوب به مفهوم و غیر تقسیم کرده اند مارینو به تئوری حیرت به حیرت افکندن خواننده توجه داشت 

در کونجتیسم اتحاد تضادها پارادوکس مورد توجه بود در کولتیسم تصنع و آفریدن استعارات و کنایاتی که شگفتی ایجاد کند مطرح بود 

نکته سبک هندی در شعر فارسی را با سبک باروک که هر دو همزمان اند سنجیده اند و گفته اند که قالب شعری در هر دو غزل است 

در ادبیات انگلیسی ریچارد کراشو متوفی 1694 شاعر باروک است 

دانته /بوکاچینو/سروانتس

1321-1265 میلادی دانته را نمونه کامل هنرمند عهد رنسانس می دانند اومانیستی که پایه گذار ادبیات ایتالیایی است دانته به جای زبان مرسوم لاتین به زبان بومی مردم ایتالیا می نوشت کاری را که دانته با برگزیدن زبان محلی به جای زبان لاتین در خلق کمدی الهی کرد می توان با کار فردوسی در برگزیدن زبان دری برای آفرینش شاهنامه مقایسه کرد.

دانته عاشق بئاتریچه بود اما بئاتریس شوهر می کند دانته نیز ازدواج می کند اما همچنان عشق به بئاتریس داشته است بئاتریس الهام بخش او در خلق کمدی الهی است.کمدی الهی بخشهای مختلفی از جمله دوزخ و برزخ دارد، این اثر سرشار از سمبلها و تمثیلات و استعاره است مثلا ماده گرگ که سمبل نفس پرستی و خست است 

اشاره به کلیسای کاتولیک و دربار پاپ است شیر نماد غرور و پلنگ نماد شهوت است، در فصل برزخ ویرژیل نماد عقل انسانی است 

بو کاچیو داستان مشهور دکامرون ده روزه را در ساله 55-1350 میلادی نوشت هفت دختر و سه پسر که از طاعون گریخته اند در ده روز صد قصه می گویند تا طاعون تمام می شودقصه ها همان قصه های قدیمی است که بو کاچیو باز آفرینی کرده است 

سروانتس:چند سالی در زندان بود و بخشهایی از دن کیشوت را در زندان نوشت دن کیشوت اشراف زاده یی است که در عصری که دیگری شوالیه گری به پایان رسیده درصدد شوالیه گری است او بر اثر مطالعه داستانهای پهلوانی دچار توهم شده است او پیرمدری بیمار احوال است که دیگر توان استفاده از جنگ ابزارها را ندارد اما مدام دجار توهم می شود و به دشمن فرضی حمله می کند در این سفرها سانچو خدمتکار او همراه اوست سانچو سوار بر خر و دن کیشوت سوار بر اسب است 

مکاتب ادبی جهان

اومانیسم 

به عرف عام هر جریانی است که ارزش و اعتبار را به انسان می دهد اما در عرف خاص جریانی است که در آغاز دوره رنسانس در غرب پیدا شد 

نفی قرون وسطی که تحت سیطره کلیسا بود به آدمی بهایی نمی دهد علاقه به زبان و تمدن کهن به ویژه فرهنگ یونان بزرگ داشت انسان و ستایش عقل از مختصات مهم تفکر اومانیستی است، اومانیسم به طور کلی دید بشر را از زندگی اخروی متوجه زندگی دینوی کرد مرکز اصلی اومانیسم شهر توسکانا در ایتالیا بود که در آنجا نسخ قدیم در کلیساها فراوان بود 

اومانیسم در ایتالیا آغاز شد ولی در فرانسه به اوج رسید 

رنسانس 

دوره نوزایی از سال 1453 میلادی که سال سقوط قسطنطنیه است شروع می شود عوامل موثر در پیدایش رنسانس در ادبیات را ترجمه آثار یونانی مخصوصاً آثار ارسطو به ویژه فن شعر او و نیز توسعه صنعت چاپ می دانند

از ویژگی های عصر رنسانس *آزادی اندیشه*فرد گرایی*رشد ذوق زیبایی * و بیان اومانیستی را می توان نام برد 

از نویسندگان دوره رنسانس:*دانته*پترارک*بوکاچیو*و ماکیاولی با داستان معروف شهریار در ایتالیا لوپه ده و گا و سروانتس در اسپانیا رابله در فقراسنه توماس مور ادموند اسپنسر شکسپیر و فرانسیس بیکن در انگلستان 

 

مشاهیر موسیقی ایران

فارابی ابونصر فارابی فیلسوف ریاضیدان و موسیقی دان بزرگ ایران است فارابی معلم ثانی معلم اول ارسطو بود ارزنده ترین کتاب ها را در موسیقی به نگارش درآورد 

از کتاب های او در موسیقی:*احصا الایقاع و* کلام فی الموسیقا* المدخل الی صناعه  الموسیقی*رساله ای موسوم به *مقالات است که بخشی از آنها از بین رفته است 

مهمترین آثار فارابی در موسیقی *احصا العلوم *الموسیقی الکبیر 

الحصا العلوم کتابی مشتمل ببر چند فصل و متربط با یکی از علوم هندسه و مناظر موسیقی الهیات و منطق و لغت و نحو است در فصل سوم این کتاب فارابی بحث دقیقی درباره موسیقی دارد فارمر موسیقی دان انگلیسی بر این باور است که مقدمه احصا العلوم اگر از نوشته های ارسوط درباره موسیقی جامع تر و کامل تر نباشد مسلما در ردیف آن است از همین فارابی را بزرگترین نویسنده کتاب موسیقی در قرون وسطا می دانند 

همین رو فارابی را بزرگترین نوسنده کتاب موسیقی در قرون وسطا می دانند 

الموسیقی کبیر مهمترین و مفصل ترین کتاب فارابی و بزرگترین آثری است که در موسیقی مشرق زمین به نگارش در آمده است 

تاریخ موسیقی ایران

شاعران و استادان بزرگ موسیقی هر چند یک بار یک دفعه در پانتئون معبد خدایان در یونان جمع می شدند و آثار خود را اجرا می کردند خدای موسیقی و هنرهای زیبا آپولون بود که با نه فرشته خود موزها حامیان علم و هنر در کوه پارناس بسر می برد یونانی ها هر یک از فرشتگان هنرهای زیبا را موز می گفتند و لفظ موزیک یا موسیقی از این کلمه مشتق شده است در افسانه های قدیم یونان دو موسیقیدان بزرگ ظهور کردند در جنوب یونان و آسیای صغیر olympos

قدیمی ترین سازهای موسیقی جهان در حفریات خرابه های اور واقع در بین النهرین کشف شده است این سازهای مربوط به مربوط به قوم سومر بوده که سه هزار سال قبل میلاد در این ناحیه حکومت داشتند 

موسیقی ایران 

شامل دستگاهها نغمه ها و آوازها از هزاران سال قبل از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته است، از موسیقیدانها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می توان به باربد و نکیسا اشاره کرد 

ردیف:موسیقی امروز ایران از دوره آقا علی اکبر فراهانی نوازنده فراهانی نوازنده تار دوره ی ناصر الدین شاه باقی مانده است که توسط اقا غلامحسین برادر آقا علی اکبر به دو پسر علی اکبر خان به نامهای میرزا حسین قلی و میرزا عبدالله آموخته شد و آنجه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است بداهه نوازی این دو استاد که به نام ردیف موسیقی نامیده می شود 

ردیف در واقع مجموعه ای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژه رپرتوار در موسیقی غربی یکسان شمرده می شود گرد آوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسله قاجار آغاز شده است 

یعنی در اوایل دوره ی قاجار سیستم مقامی موسیقی یرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقامهای چند چند گانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت 

ردیف در واقع مجموعه ای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژه رپرتوار در موسیقی غربی یکسان شمرده می شود گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر زندیه و اوایل سلسله قاجار آغاز شده است.

دستگاه هر دستگاه موسقی ایرانی توالی ای از پرده های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می دهد هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده است و معمولا بدین شیوه ارائه می شود که از درآمد دستگاه آغاز می کنند به گوشه اوج یا مخالف دستگاه در میانه ارائه کار می رسند، سپس با فرود به گوشه های پایانی و ارائه تصنیف و سپس رنگی اجرای خود را به پایان می رسانند موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنچ آواز است 

هفت دستگاه ردیف موسیقی  شور، سه گاه، دستگاه چهار گاه، دستگاه همایون دستگاه ماهور دستگاه نوا ، دستگاه راست پنج گاه 

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است است که می توان آن را دستگاه فرعی نامید آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی پنج تا هستند و عبارتند از 

آواز ابوالعطا 

آواز بیات ترک (بیات زند)

آواز افشاری 

آواز دشتی 

که هر چهار تا متعلق به دستگاه شور هستند و نیز آواز بیات اصفهان که متعلق به دستگاه همایون است

مقام

مجموعه اصوات پی در پی یک دستگاه را با فواصل بین آنها مقام می گویند، مفهوم مقام عمدتا حاکی از توالی های ویژه ای از اصوات در ارتباط با لحن با ملودی بوده است

دوازده مقام موسیقی ایران *حسینی*عشاق*نوا*بوسلیک*عراق *نوا*بوسلیک*عراق*اصفهان*حجاز*راست*بزرگ*کوچک* رهاوی* زنگوله*مقام راست

پایه تمام مقامات به شمار می آید و بم ترین صداها محسوب می شوند در بعضی منابع مقام زیر افکند به جای مقام کوچک آمده است  

معماری

آثار معماری این دوره که به شیوه معماری پارسی بوده است عبارتند از  

پاسارگاد یا شهر مادر سلیمان بین راه شیراز و اصفهان قرار دارد و کلا باغی بوده شامل چندین بنا دو کاخ با طرح کاملا ایرانی که شامل تالار وسیع و دو عنصر شبیه ایوان در دو طرف ان دارد  

نقشه کل شبیه به حرف H لاتین است کاخ شرقی این مجموعه به دروازه پاسارگاد در حدود شرقی این کاخ تنها یک جرز سنگی باقی مانده که بر آن نقش برجسته ی معروف به نقش انسان چهار بال حجاری شده است  

کاخ دروزاه دروازه پاسارگاد در حدود شرقی محوطه اصلی پاسارگاد قرار دارد و شامل یک تالار ستوندار با نقشه چهار ضلعی با 8 ردیف ستون است در یکی از چارچوبهای دروازه یک نقش برجستهی مشهور از یک پیکر انسان مانند که دارای بال است دیده می شود این طرح که تنها نقش باقی مانده در کاخ دروازه هاست مردی را نشان می دهد که ریش انبوه و چهار بال دارد بعضی آن را به کوروش کبیر تعبیر کرده اند این نقش قدیمی ترین حجاری از دوران هخامنشی است که تا کنون یافت شده است  

تل تخت این دژ که صفه ی بزرگی مشرف به تمام کاخها و باغهای پیرامون خود دارد در پاسارگاد بروی تپه ای 50 متری قرار گرفته و بقایای سنگی بزرگ آن قابل ملاحظه است صفه تل تخت در آغاز توسط کوروش برای احداث مجموعه ای همچون تخت جمشید در نظر گرفته شده بود ولی پس از مرگ کوروش مکان احداث مجموعه پارسته (تخت جمشید)به محل کنونی تخت جمشید انتقال یافت و به حکم داریوش تل تخت حکم یک دژ نگهبانی به خود گرفت دیوید استروناخ برای تل تخت که به تخت سلیمان نیز مشهور است چهار دوره معماری در نظر گرفته است یا بنای تخت سلیمان در آذربایجان که مربوط به دوره ساسانیان می باشد اشتباه نشود  

آرامگاه کوروش  

مقبره کوروش در دشت مرغاب و دهکده مادر سلیمان (پاسارگاد)قرار دارد و قدمت آن به 2500 سال می رسد صفه پلکان که اتاقک آرامگاه بر سطح آن قرار گرفته با زیگورات (زکوره)مثل زیگورات چغازنبیل قابل قیاس است این ساختمان سنگی شبیه بناهای شیوه کلاسیک در معماری یونان باستان است  

آرامگاه کوروش که به نام قبر مادر سلیمان نیز شهرت دارد بنایی است چهار ضلعی که روی صفه شش طقه از سنگ استوار شده به طوری که آرامگاه شکل یک هرم را پیدا کرده است بلندی آرامگاه از پایه صفه تا انتهای خرپشته ی مثلثی بام حدود 11 متر است  

هخامنشیان

در حدود 560 قبل میلاد قوم پارس به فرمانروایی کوروش کبیر با غلبه بر مادها توانست امپراتوری بزرگ هخامنشیان را به وجود آورد کوروش صنعت گرانی از ملیت های مختلف را برای ساختن کاخها و ساختمانهای اداری در پایتخت خود پاسارگاد واقع در فارس به کار گرفت 

عنصر اصلی در کاخهای ایرانی تالار وسیع بار عام موسوم به آپادانا با ستونهای متعدد بود که در کاخهای آشوری یابلی وجود نداشت همچنین در ایران برخلاف بین النهرین نه ساختن بت معمول بود و نه برپا کردن معابد گوناگون به دلیل آن که زردشت نظام چند خدایی را مردود شمرده بود در واقع بنای دینی هخامنشی به آتشکده منحصر بود تزیین کاخهای تتخت جمشید شامل نقش برجسته هایی است که هنر آشوری و بابلی را به یاد می آورند 

امپراتوری هخامنشیان 235 سال دوام آورد آثار هنری این دوره مربوط به پاسارگاد تخت جمشید شوش و نقش رستم می باشد 

از ویژگی هنر هحامنشی می توان اشاره کرد

1- هنر هخامنشی هنری است که در زمینه های ترسیم حیوانات و بعضی نباتات به شیوه ی ناتورالیسم عمل می کند و به طبیعت توجه کامل دارد در ترسیم درختها و مرغهای خیالی علامت اهورا مزدا و امثال آن هنری است تجریدی و ابداعی و در نقوش انسانی هنری است عاری از جزیبات یعنی به ترسیم اشکال اتکتفا می کند و به جزییات قیافه و حالات روحی اشخاص توجهی ندارد 

2- هنر هخامنشی را می توان هنر نمادین و سمبلیک به شمار آورد 

3- استفاده از کاشی لعاب دار در تزیین بنا در دروه هخامنشی بیشترین کاربرد را داشت 

4- مهمترین هنر هخامنشیان نقش برحسته بوده است 

5-صراحت طرح و نقش قدرت و استحکام و دوام اثر هنری و تعادل آن از مشخصات هنر هخامنشی 

6- در هنر هخامنشی از وصف صحنه های نبرد و کین خواهی یعنی عاری از خشونت بر خلاف هنر آشوری احتناب می شده است 

7- الهام بخشی هنر مصر بر هنر هخامنشی از نگاره حلقه بال دار با خط کناره نمای بالهای و شکل پرها مشهود می شود 

8- هنر حجازی هخامنشیان بیش ترین تاثیر را از هنر حجاری آشوری گرفته است 

ادامه نوشته

تمدنها

تمدن عیلام در حدود چهار هزار سال قبل از میلا نزدیک به 3200 قبل میلاد در خوزستان و لرستان بختیاری دولتی نیرومند وجود داشت که مورخان آن را عیلام می خوانند این قوم در انزان و شوش حکومت داشتند در اواخر هزاره ی سوم قبل میلاد 4900 سال پیش تمدنی به نام عیلام آغازین با مرکزیت خوزستان شکل گرفت که در امتداد  تمدن بین النهرین است عیلامیان مدت 22  قرن بر ایران حکومت کردند 

مهمترین مناطقی که متعلق به عیلامی ها بود و اکنون آثار آنها در منطقه ها به دست آمده عبارتند از 

شوش هفته تپه چغازنبیل

شوش:

کهن ترین شهر جهان است که حدود 4000 سال قبل میلاد به عنوان کانون مذهبی دشت اطراف بنیاد نهاده شد با آغاز تمدن عیلام شوش وارد مرحله نوینی شد که به دوره پیدایش خط معروف استف زندگی در شوش تا این تاریخ فقط منحصر به تپه ارگ یا اکروپل است از آثار هنری به دست آمده از شوش می توان به تندیس مرد نیایشگر و تندیس ملکه تاپیراسو اشاره کرد، همچنین در این منطقه لوح حموربی مربوط به تمدن بابل نیز کشف شد 

عیلام در سده های 12 و 13 قبل میلاد عیلام میانی نام گرفت و تحت حکومت پادشاهان قدرتمندی چون اینشوشیناک قرار گرفت 

نکته کاوشهای باستان شناسی در ایران اولین بار در سال 1849 به وسیله ی لوفتوس انگلیسی در شهر باستانی شوش شروع شد 

زیگورات چغازنبیل زیگورات یا زکوره معبدی که سبیه برچ پله دار است زیگورات چغازنبیل در منطقه شوش واقع است و متعلق به تمدن عیلام می باشد 

زیگوارت چغازنیبیل بهترین نمونه هنر معماری بر بنیاد طاق قوسی در دنیای باستان را نشان می دهد معبد چغازنبیل به وسیله اونتاش گال پادشاه عیلامی برای خدای اینشوشیناک در 1250 قبل میلاد ساخته شده و در 30 کیلومتری شوش واقع گردیده است ویژگی مهم زیگورات چغازنیل وجود طالقهای متعدد ضربی با طرح نیم دایره است چغازنبیل علاوه بر این که مکانی مذهبی بوده است کاهنها بر بالای آن ستاره ها را رصد می کرده اند، این بنا از خشت خام ساخته شده و کهن ترین بنای ایران به حساب می آید، همچنین در ساخت آن برای نخستین بار در ایران از لغاب کاشی استفاده شده است 

استفاده از شیشه مهره های استوانه ای شیشه ای نیز برای اولین بار در زیگورات چغازنبیل یافت شده است، ساختمان زیگورات از پنج طبقه با ارتفاعهای متفاوت تشکیل شده که امروز فقط سه طبقه از آن باقی مانده است پرفسور رمان گیرشمن موفق شد که این معبد یا زیگورات را از زیر حام در آورد 

تمدن آشور 

در حدود 700 قبل میلاد که دوره عیلام نو معروف است دولت عیلامی با ظهور اقوام مهاجر ضعیف شد و سرانجام این تمدن حدود 645 قبل میلاد به دست آشور بانی پال فرمان روای قدرتمند آشور منقرض گردید 

حکومت و تمدن آشور نیز به نوبه خود در سال 612  قبل میلاد یعنیی 33  سال پس از انقراض دولت عیلام به وسیله قوم ماد از بین رفت مهمترین پیزی که نام آشور را در تاریخ تمدن جاودانی ساتخه است کتابخانه ها و سالنامه های آشوری است 

به کربردن آجرهای لعاب دار در تزیین کاخها از جملهی هنرهای آشوریان است شهرهای نیمرود خرساباد دور شاروکین و زیگوارت دور شارو کین از جمله بنا در معماری تمدن آشور محسوب می شوند 

ادامه نوشته

تمدنها اولیه

تمدن لرستان: شهرت عمده این تمدن به هنر فلزکاری آن است، هنر لرستان به شدت تحت تاثیر اقوام اورارتویی بوده است همچنین تاثیراتی نیز از هنر عیلام پذیرفته است، عمده آثار فلزکاری لرستان چون یراق آلات سوار کاری هستند 

تمدن مارلیک شهرت عمده تمدن مارلیک به واسطه هنر فلزکاری و سفالگری آن است تفاوت عمده میان سفال مارلیک با سایر مناطق ایران در پیوند میان سفالگری و پیکر سازی است جام طلایی افسانه زندگی متعلق به این تمدن است 

تمدن شهر سوخته:

شهر سوخته کنار کهن ترین دلتای رود هیرمند در استان سیستان و بلوچستان واقع است و از مهم ترین مراکز دوران مفرغ در شرق ایران به شمار می رود 

قدمت گل نبشته ی این شهر به 3200 قبل میلاد می رسد زندگی در این شهر تا 1800 قبل میلاد جریان داشته است 

تمدن حسنلو: در مجاورت دریاچه ارومیه آذربایجان قرار دارد این منطقه در هزاره اول قبل از میلاد پایتخت حکومت ماناها بود این تمدن مانند تمدن لرستان به شدت تحت تاثیر هنر اورارتوها بوده است 

جام طلایی معروف حسنلو متعلق به اقوام مانایی است که چند موضوع مذهبی و اساطیری روی آن نقش شده است 

تمدن املش هنر املش احتمالاً مربوط به قرن 8 و 9 قبل میلاد و هم زمان با تمدنهای سیل خورین و خسنلو می باشد این ناحیه در چنوب دریای خزر قرار دارد کوزه گران و پیکرسازان املش ابتکارات بدیعی از خود به یادگار گذاشته اند که حتی انسان قرن بیستم را تحت تاثیر قرار می دهد 

مهمترین سفالهای این منطقه ظرفهایی به شکل نره گاو کوهان دار است که به لحظا فرم و استحکام آثاری ممتمازند 

تپه یحیی و تپه شهداد در استان کرمان تپه حصار در دامغان تورنگ تپه در گرگان تپه زاغه در قزوین تپه ی سه گابی و گودین تپه در استان کرمانشاه تل باکون در نزدیی شیراز هفت تپه در خوزستان و تپه گیان در نهاوند از دیگر مناطق باستانی ایران به شمار می آیند

تاریخ هنر ایران

امروز یازدهم آبان نود و چهار هست 

سفالگری:

سفالگری اولین بار در ایران در عصر پارینه سنگی ده هزار سال پیش آشکار شد بسیاری از محقیق چهان اعتقاد دارند که ساکنان اولیه فلات ایران مبتکر چرخ سفالگری و پخت آن بوده اند 

معرفترین سفالهای ایران باستان متعلق به سیلک و شوش است، این سفالها تقریباً از 4 تا 6 هزار سال پیش قدمت دارند، اما در فاصله بین این دو زمان دگرگونی بسیار مهمی در سفالگری صورت می گیرد و آن اختراع چرخ سفاگری است 

در سفالینه هایی که از سیلک به دست آمده تاثیر چرخ سفالگری مشهود است یعنی کوزه ها کاملا متقارن است، تاثیر این تحول در سفالهایی که از شوش به دست آمده اند به خوبی پیداست زیرا کوزه ها از حد عادی بسیار بزرگتر و از ساخت ظریفتری برخوردارند در آثاری که از شوش و هفت تپه به دست آمده قطعاتی از سفال لعاب دار و مجسمه هایی لعاب دیده نیز دیده می شوند، احتمالا این فن از بین النهرین به علامان رسیده است زیرا مردم بین النهرین در فن لعاب دادن سفال بسیار پیشرفته بوده اند با ورود آریائیان آثار متفاوتی ساخته شد، این آثرا بیشتر در مارلیک گیلان کشف شده اند 

ظروف ریتون:

ظروفی که به شکل حیوانات لوله ای شکل ساخته شده اند مانند گاو کوهان دار مارلیک ریتون نام دارد، این نام در اصل یونانی و به معنای مایع جاری است، این ظروف در هزاره ی چهارم قبل میلاد در ایران ساخته می شدند، 

فلزکاری

ذوب فلزات حدود 5 هزار سال پیش کشف شده است اما ساختن آلیژ تا 4 هزار سال پیش میسر نشده بود، آلیاژی که از ترکیب مس روی و قلع به دست آمده مفرغ (برنز)نامیده می شود 

آثار مفرغی زیبایی از لرستان به دست آمده است که اکثراً شامل وسایل روزمره زندگی اسنان هستند مثل دهنه اسب ظروف آلات جنگی و غیره 

پس از این دوره تعدادی آثار از مارلیک و زیویه به دست می آمده که در ردیف زیباترین آثرار هنری جهانند که از طر فی نوعی پیکر سازی با برجسته کاری روی طلا به حساب می آیند 

نکته آرتور پوپ در کتاب شاهکارهای هنر ایران می نویسد شاید بسیار اشتباه نکرده باشیم اگر هنر ایران را هنر نقش مطلق بخوانیم یعنی هنری که باید مانند موسیقی  معماری تلقی شود 

 

ادامه نوشته