پیدایش طبقه بورژوا  

1-دوره کلاسیسم همچون دوره رنسانس دوره اشراف و دوره رمانتیسم دوره طبقه متوسط بود اشراف و فئودال ها حافظ سنت ها هستند و گذشته برای آنان اهمیت دارد طبقه بورژوا که تحصیلات طبقه اشراف را ندارند احتیاج به ادبیاتی دارند که از عهده قهم آن بر آیند و لذا ادبیات مردمی و عامیانه رشد می کد  

2-از بین رفتن اصول و قوانین ثابت اخلاقی  

طبقه خرده بورژوا به آیین ها و رسوم اشرافیت باور نداشتند ژان ژاک روسو در اعترافات به مسائلی اشاره می کند که اصولا از نظر پیروان کلاسیسم قابل قبول نیست یا لامارتین آشکارا از معاشقات خود سخن می گوید  

3-آشنایی با ادبیات مشرق زمین  

که نشان داد فقط یونان و روم نبود که فرهنگ و تمدن درخشان قابل تقلیدی داشت ملل کهن متعددی چون چینینان و هندیان و مصریان و ایرانیان هم دارای تمدن و ادبیات و فلسفه درخشانی بوده اند  

انقلاب کبیر فرانسه 1789 که بزرگان و اشراف را نابود کرد و بتها را شکست و به جای شاهان یک فرد معمولی نظامی ناپلئون به روی کار آمد در شعارهای انقلاب فرانسه مساله حقوق بشر مطرح بود  

انقلاب صنعتی انگلیس  

که نشان داد برخلاف آن چه شایع است گذشته بر حال ترجیح ندارد علاوه بر آن طبقات اجتماعی را زیر و رو کرد  

ایجاد فرهنگستان  

که باعث رواج دانشهای جدید در میان مردم شد و طبقات فرهنگی را تغییر داد  

روزنامه نویسی  

که اساس نثر آهنگین و فاخر ادبی کهن را به هم زد زیرا مخاطبان روزنامه توده های عادی مردم بودند  

توجه فراوان به طبیعت تکیه بر خلق الساعگی در فکر و عمل و بیان فکر اهمیت فراوان به نبوغ ذاتی و قدرت تخیلی اعتقاد به فرد و نیازهای او اعتقاد به وحشی های نجیب از قبیل سرخپوستان درون گرایی و تکیه بر ضمیر ناخود آگاه و بیان عواطف اعتقاد به جنون و هذیان و بیماری روح و اوهام و مخالفت با خرد ویکتور هوگو خود را خاطرات یک روح معرفی می کند الفرد دو موسه می گفت باید هذیان گفت و آیرونی به معنی وارونگی و تنش از مشخصات فکری رومانتیسم به شمار می رود